تبلیغات
هما - زن شیطون رو هم درس میده!!!
 
هما
ستاره‌ها می‌درخشند هرچند ابرها قاب آسمان را از پنجره بگیرند
درباره وبلاگ


کوچه ای را بود نامش معرفت

مردمانش با مرام از هر جهت


سیل آمد کوچه را ویرانه کرد

مردمش را با جهان بیگانه کرد


هر چه در آنکوی بود از معرفت

شست و با خود برد سیل بی صفت


از تمام کوچه تنها یک نفر

خانه اش ماندو خودش جست از خطر


رسم راه نیک هر جا بود و هست

از نهاد مردم آن کوچه است


چونکه در اندیشه، تو اینگونه ای

حتم دارم بچه ی آن کوچه ای


مدیر وبلاگ : هما
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ★☆ ســتارهـ ☆★

دوشنبه 14 اسفند 1391 :: نویسنده : هما

وقتی که میگن زن شیطون رو هم درس میده قبول کن! (طنز)

داستان بسیار جالب و خواندنی

زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است.
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد.
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد.
سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن...

بقیه داستان در ادامه مطلب...


زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت:
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :کمی صبر کن
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت:
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد.





نوع مطلب : طنز، اجتماعی، داستان، 
برچسب ها : داستان زیبا، طنز، زن و شیطان، رقابت زن و شیطان،
لینک های مرتبط : مطالب طنز و خواندنی(ضد پسرا)، تفاوت دخترا با پسرها(طنز)،

یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 10:37 ب.ظ
I absolutely love your site.. Great colors & theme. Did you
create this amazing site yourself? Please reply back
as I'm planning to create my very own website and
would love to find out where you got this from or exactly what the theme is called.
Cheers!
دوشنبه 20 فروردین 1397 10:28 ب.ظ
Some women never put on gold, some never wear silver, and most women have a desire for sure
treasured stones over others.
دوشنبه 20 فروردین 1397 05:08 ب.ظ
One essential factor in getting organizing is utilizing time..
Aziza Jewellery is a jewellery and equipment line designed by me,
Aziza Browne.
دوشنبه 20 فروردین 1397 03:04 ب.ظ
Have been taking little over a month.
دوشنبه 20 فروردین 1397 11:47 ق.ظ
Thanks Jonathan DiVincen.
دوشنبه 20 فروردین 1397 11:01 ق.ظ
That's what they've been bred or. My dog is
a 'watcher'.
دوشنبه 20 فروردین 1397 01:23 ق.ظ
On this bus is?
یکشنبه 19 فروردین 1397 10:17 ق.ظ
If you don't, see my strategies for my top $800 Gaming PC build in 2015.
جمعه 4 اسفند 1396 05:47 ب.ظ
سلام، من معتقدم این یک وب سایت عالی است. من آن را می کشم؛) من قصد دارم دوباره بازبینی کنم
دوباره از آنجایی که من آن را به عنوان مورد علاقه ذخیره کردم. پول و آزادی است
بزرگترین راه برای تغییر، ممکن است شما غنی باشد و همچنان به راهنمایی دیگران ادامه دهید.
شنبه 1 مهر 1396 06:13 ب.ظ
Heya i am for the first time here. I came across this board and I
find It truly useful & it helped me out a
lot. I hope to give something back and aid others like you helped me.
یکشنبه 26 شهریور 1396 12:48 ق.ظ
Hi, yes this post is in fact good and I have learned lot of things from it on the topic of blogging.
thanks.
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:10 ق.ظ
Wow, this post is fastidious, my sister is analyzing these things, therefore I am going to tell her.
شنبه 10 تیر 1396 03:38 ق.ظ
This site was... how do you say it? Relevant!! Finally I've found something that helped
me. Appreciate it!
پنجشنبه 10 فروردین 1396 05:26 ب.ظ
For hottest news you have to go to see world wide web and on the web I found this web page as a best
web page for hottest updates.
چهارشنبه 4 تیر 1393 09:20 ب.ظ
اینه قدرت زنان اینههههههههه.
چهارشنبه 4 تیر 1393 09:09 ب.ظ
ایول باحال بود.
جمعه 25 مرداد 1392 12:40 ق.ظ

جالب بود
پنجشنبه 17 اسفند 1391 08:23 ب.ظ

تمام پستها را خواندم و لذت بردم سپاس از دعوتت...اسمان دلت پر از ستاره...ستاره ی بی ریا
هما سلام
ممنون که توجه تون به پست های دیگر هم بود
یه دنیا ممنون
پنجشنبه 17 اسفند 1391 11:53 ق.ظ
واقعا عالی بود
هما مرسی
چهارشنبه 16 اسفند 1391 11:56 ب.ظ
سلام .
عجب زنی !
البته ما نمی بینیم زنی آن هم برای نماز در خانه کسی را بزند . چون زنان الان خیلی ( بوووووق ) تر از این حرفاند . البته بعضیاشون .
ولی بازم میخواد بگه که یه نماز خون میتونه هر کار غل و درستی را بکنه . البته از این هم نمیشه گذشت که نماز خون میتونه شیطون رو درس بده .
واقعا که
------------------------
برچسب ها : ضد دختر - ضد زن - ضد پسر - ضد مرد .
موفق باشید / یا علی
هما سلام
تشکر از نظرتون منم باهاتون موافقم
سه شنبه 15 اسفند 1391 09:42 ب.ظ
هه هه بله مااینیم... شیطونم درس میدیم... داستان جالبی بود

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی
شاکی بشی ولی شکایت نکنی

گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن

خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری

خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری

خیلی هادلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی. . .
هما با اینکه فک میکنیم شیطونو درس میدیم ولی این شیطونه که مارو بازیچه خودش کرده
سه شنبه 15 اسفند 1391 09:04 ب.ظ
سلام

واقعا داستان زیبایی بود

ممنون بابت دعوتتون

اپم
هما سلام
تشکر
خوشحال شدم که دعوتم کردید
سه شنبه 15 اسفند 1391 02:23 ب.ظ
سلام.داستان جالبی بود!
نام وبتون را اصلاح کردم.
موفق باشید.
هما سلام
خواهش میکنم
ممنون
سه شنبه 15 اسفند 1391 12:08 ب.ظ
مردم از خنده.
خوشحال میشم به وبلاگم بیای
هما امیدوارم همیشه بر لبانتان خنده جاری باشد
دوشنبه 14 اسفند 1391 08:08 ب.ظ
شکم درد گرفتم این چی بود
هما البته درون این طنز خیلی چیزای دیگه هم نهفته بود
دوشنبه 14 اسفند 1391 07:14 ب.ظ
خیلی جالب بود . بازم خدا رو شکر زنه انصاف داشته دوباره اینا رو بهم برگردونده ! هه هه . قربوونت
هما آره اونجاش انصاف بخرج داده
دوشنبه 14 اسفند 1391 05:11 ب.ظ
سلام
خیلی جالب بود
هما سلام
مرسی
دوشنبه 14 اسفند 1391 03:32 ب.ظ

یه همچین ادمایی هستیم ما.بــــــــله
هما نباید باشیم دیگه
دوشنبه 14 اسفند 1391 02:56 ب.ظ
سلام
الله اکبر..خداییش از زن باید بیشتر ترسید تا شیطان
من دیگه اینجا نمیام.خخخ
هما سلام
نه اینجا زن آخرش با انصاف رفتار میکنه ولی شیطان این کارو نمیکنه
دوشنبه 14 اسفند 1391 02:15 ب.ظ
قشنگ بود
هما مزسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر